پلاکاردهای بزرگ و کوچک، گلهای متحدالشکل روی شیشه ماشینها، متروی رایگان، دخترکی که در اتوبوس میگفت حزب ا... کیلو چنده و خوشحالی دوستی که هرچه کرد نتوانست از شعفش برایم دلیلی بیاورد... تصاویر دیروز من از پیروزی حزب ا... بود.
جنگ هیچگاه برنده ندارد. تنها یک نفر بیشتر می بازد و یک طرف کمتر. کمتری که خود بیشترین است. چه ساده انگارانه بگوییم حزب ا... پیروز شده و چه با خوشمزگی اسراییل را پیروز بدانیم خود را احمقانه به جهالت زده ایم. جهالتی هوشمند که جنگ مان را کیلومترها دورتر برد و به عوض مایی که باید کشته می شدیم دیگرانی را قربانی منافعمان کرد.
خنده دار است که برخی هنوز دنبال برنده می گردند و حال آنکه در این بین تنها چیزی که مسلم است کاهش مقادیری از روی ارتش اسراییل و جان مردم بی گناه لبنان می باشد. حالا شما هی بیایید جنوب و شمال لبنان را از هم جدا کنید. آدم آدم است دیگر برادر من.
"به نام پدر" در این روزهای پر از فیلم ندیده بدجوری چشمک میزد. پریشب با بهروز رفتیم و دیدیم.
بعد از موج مرده که گناهش را گردن تیغ سانسور انداختیم دیگر کم کم دارم عادت میکنم که سطح انتظاراتم را از استاد پاین بیاورم!
فیلم با موسیقی علیقلی شروع می شود و شروعی با امضای حاتمی کیا دارد. سکانس اول زیباست و خاص. اما کم کم بازی افتضاح و حال بهم زن گلشیفته فراهانی که مونولوگهای ناب حاتمی کیا را که یکی یکی […] در کنار داستانی که باورش حتی با روایت استاد هم کمی سخت بود از "به نام پدر" فیلمی نه چندان دلچسب ساخته بود.
نگذریم از بازی زیبای مهتاب نصیرپور و چون همیشه استادانه پرویز پرستویی که فیلم را اثری محکم و جاندار باقی نگاه داشت.
ای کاش حاتمی کیا کمی بیشتر روی پایان فیلم وقت میگذاشت...
تو کار این دنیا موندم. خیلی وقتها وقتی بهش فکر میکنم دچار احساس خنگی مفرط میشم.
یه مدت که حوصله هیچ کس و هیچ جیز رو نداری. همه آدمها به نظرت بیخود و مسخره میان. وقتی که فکر میکنی چیزهایی که میتونستن تورو خوشحال کنن و از یکنواختی زندگی درت بیارن ته کشیدن. وقتی روابط انسانی به نظرت حول مسخره ترین مسائل شکل گرفته و آدمها از همدیگه دم دست ترین توقعات روتو روابطشون دارن. یهو یک نفر از یک جای مبهم با یک بغل صمیمیت میاد و تو یک لحظه همه چیز رو تغییر میده. فکر میکنی آدمی اومده که قابلیت فرق داشتن با همه رو داره. همین لحظه است که فکر می کنی آرامشی تو رابطه ات پیدا کردی که انگار سالهاست ازش دوری.
از ون طرف یه وقتی که خیال میکنی همه چیز روبه راهه و داره مسیر طبیعی خودش رو طی می کنه. وقتی که تصورت اینه که دیگه اوضاع بهتر از این نمیشه، یهو یه نفر میاد و گند میزنه به همه خوشحالی و سرخوشی و لحظه های قشنگت و یک دفعه احساس می کنی تموم اون چیزهایی که تو ذهن بوده یک سری تصورات پوشالی و موهومه که البته گناهش گردن همون ذهن خلاق خودته!
پی نوشت: نمیدونم این فکر احمقانه از کی در من شکل گرفت که احساس یک چیز دو طرفه ست!
خاش که بودم "عقاید یک دلقک" را خواندم. سرشار از جزئیات است لامصب. البته فکر می کنم آخرش را می توانست بهتر تمام کند.
رمان خیلی اذیتم کرد. کاملا درگیر فضایش شدم و متاسفانه می توانم درک کنم که بشدت دردناک است حال مردی که زنش در کنار دیگری باشد. هرچند که خیلی ها آن را "دیگری" و این را "زن" ندانند.
فکر می کنم که یک لحظه هم برای تعریف هرکدام کافی باشد...
جمعیت تولید کنندگان داروی نظافت هرگونه دخالت در این حادثه را تکذیب کرد. یک هفته پیش هم یک آقایی یک چیزی را تکذیب کرده بود که یاداوری آن بد نیست:
سخنگوی قوه قضاییه در ارتباط فوت اكبر محمدي با مساله اعتصاب غذا يادآور شد: طبق آنچه رييس زندان به من اعلام كرده وي مدعي بوده از سوم مرداد به بعد اعتصاب غذا داشته اما آب و چاي ميخورده است. (ایسنا- ۹/۵/۸۵)
مدیر کل زندانهای استان تهران گفت: شدیدا این موضوع را تکذیب می کنم و محمدی در اعتصاب غذا بسر نمیبرد (ایسنا- ۳/۵/۸۵)
آورده اند که... سه هزار پست مدیریتی در وزارت کشور وجود دارد ... این جابجایی گسترده ترین جابجایی کشور است که با کمترین هزینه انجام شده.
در طول تاریخ، بشر همواره علاقه خاصی به جابجایی داشته است. آثار برجای مانده از سنگ نبشته های انسانهای اولیه نیز حاکی از علاقه وافر آنها به این امر غریزی است. شواهد تاریخی حاکی از آن است که بشر اولیه هنگامی که کسی را برای جابجایی پیدا نمیکرده، خود از محلی به محل دیگر جابجا می شده است تا افراد جدیدی را پیدا کرده و جابجا نماید.
با گسترش جوامع سنتی در طول تاریخ کم کم جابجایی ها شکل گروهی به خود گرفت و جنبه مهاجرت و لشکرکشی پیدا کرد. اما دیدگاههای مختلف بر سر ماهیت این کار همواره برجای ماند و بخصوص از زمانی که مرحوم نیوتن آنرا ناشی از تغییر مکان در راستای نیروی وارده دانست، آگاهان و ناآگاهان همواره بر سر این موضوع بحث و جدل فراوان داشته اند.
برطبق آخرین اخبار ...
ادامه مطلب
برخورد يك دستگاه قطار مترو به دليل نقص در سيستم ترمز به قطار جلويي كه در ايستگاه دردشت متوقف بود به زخمي شدن 18 تن منجر شد.
مقارن ساعت 16 چهارشنبه چهارم مرداد ماه بر اثر نقص در سيستم ترمز يكي از قطارهاي مترو تهران در محل ايستگاه دردشت، اين قطار با قطار ديگري كه در جلو آن متوقف بود برخورد كرد.
اين حادثه 18 مجروح داشت كه شش تن از آنها به صورت سرپايي مداوا شده و 12 تن كه صدمه بيشتري ديده بودند در بيمارستان بستري شدند
کمتر از دو هفته پیش بود که ایستگاه مترو امام خمینی غرق در آب شده بود و آسفالت خیابان 6 متر فرو ریخته بود.