تبليغاتX
راهی
یادداشت های یک روزنامه نگار مهندس راه

1- رفقای واقعی وقتی سروکله‌شان پیدا می‌شود که پولی توی دست‌وبالت نباشد. "ریچارد برتن"
2- چند هفته گذشته را با کمی استرس ناشی از مسائل پیش پا افتاده مهم (!) مالی پشت سر گذاشتم که الحمدلله با کمی خوش شانسی واندکی کمک جناب خداوند و مقادیری یاری دوستان به‌خیروخوشی حل شد. صمیمانه مدیون لطف همه دوستانی هستم که در روزهای سخت یاریم کردند و البته مجاز به بردن نام همه‌شان نیستم.
3- با سر رسیدن ماه رمضان ساعت کار بقال و چقال و کارمند و کارگر کم شد ولی از ساعات خدمتی ما سربازانی که خیر سرمان باید سرحال و قبراق مشغول حفظ تمامیت ارزی این مملکت باشیم یک ثانیه هم کم نشد! حالا باید برای یک بانک رفتن ناقابل به منظور ریختن پول زحمت کشیده درون حلق صاحبخانه محترم، منت سرگرد بداخلاقی را بکشیم که مرخصی را از اقلام لاینفک ارثیه خانوادگی خود می داند.
4- ترافیک ظهرها وحشتناک است و طرفه اینکه ما هر روز برای رفتن سر کار گرفتار ترافیک کسانی می‌شویم که تازه از سر کار برمی‌گردند! به طرز بدبینانه‌ای معتقدم که دولت تعمدا همه ملت را ساعت 2 توی خیابان می‌ریزد که ترافیک همه را ذله کند و مردم به قالیباف فحش بدهند!
5- روزنامه دنیای اقتصاد امارات به شماره 100 رسید. تبریک و دست مریزاد به همه بچه‌های خوب و صمیمی‌اش و امیدواری برای اینکه بتوانند شماره‌های بعدی‌شان را هم با همین کیفیت عالی ادامه بدهند. شرح مختصری از بیوگرافی قلم بدستان این جریده را در وبلاگ بهروز بخوانید.
5- در یک ماه اخیر مهرداد حسنی همراه عزیز و همکلاسی دانشگاه گیلانی، محمد زارع کمالی دوست  قدیمی و هم‌خدمتی سابق، غزال بی‌بک آبادی همکار خوب ایسنایی و علی پیک‌حرفه قدیمی‌ترین رفیق دوست‌داشتنی دوران ابتدایی‌ام ازدواج کرده‌اند. صمیمانه‌ترین شادباش‌ها و بهترین آرزوهایم را از دور تقدیم‌شان می‌کنم و امیدوارم زندگی مشترکشان سالیان سال به همان خوبی باشد که امروز تصور می‌کنند.
6- و  در آخر هم یک تبریک ویژه به سهند سیزیف اینها برای قبولی کارشناسی ارشد و آرزوی موفقیت برای خودش و توصیه اخذ شیرینی برای کسانی که به او دسترسی دارند. 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط رضا نادم در ساعت 19:24 | لینک  |